
نه این که فکر کنید خدای ناکرده ما گرانی داریم! نه! فقط نمی دانم چه هوسی است به سرم افتاده که این روزها درباره گرانی شعر بگویم! با این همه ارزانی و ثبات بازار و تثبیت قیمت ها! جالب است نه؟!
***
زنده بادا این گرانی! ما که خرسندیم و شاد
نان که هست و نفت و سفره، پس بهاران زنده باد!
شکر ایزد ما کماکان، دوغ و سبزی می خریم
آرزوی پسته و مسکن به رویا می بریم!
برقرار است آروغ بعد از غذامان تا کنون
رشد قیمت ها نشانِ حُسن حال است از درون!
گر که ماشین شد گران و افتضاح آمد به بار
بی خیال این تورم، زنده بادا این بهار!
گر که نرخ موز- خیار زرد- قیمت چاق کرد
غم مخور جانا چرا که موز آرَد معده درد!
ما که «دشواری» نداریم ای مدیران عزیز
چرخه های زندگیمان، نیست کج دار و مریز!
حال و احوال شما گر خوب باشد کافی است
فکر و تدبیر گرانی ها فقط علافی است!
برچسبها: گرانی, زنده باد بهار, زنده باد گرانی, تورم, شعر
معتاد شده اند لحظه هایم
به تریاکِ حضورت!
مباد که با غیبتت
خمار کنی ثانیه های پُردرد مرا!
جاودانه باد این اعتیاد شورانگیز!
برچسبها: اعتیاد, عاشقانه, تریاک, غیبت, معتاد
چه خجالتی اند لبهایت!
وَه! چه سر به زیرند
این فرشتگانِ سرخ پوشِ زمینی!
ببخش به حیایِ لبانت
جسارتِ لبانم را
دستِ خودشان نیست
به وسوسه لبانت که می رسند
حجب می خورند، حیا می فروشند!
تقصیرِ لبهایِ جادوگرِ توست
طلسم می کند نجابتِ لبانم را!
برچسبها: عشق, شعر, وسوسه, جادو, جادوگر
تو باشی
ایمان دارم
سلام می کنند درختان
به من…
مستِ مدام می شود
یاسِ دلربایِ کوچه های شهر
میرقصد در آغوشِ آسمان، کوه
و بید مجنون
شانه می زند
پریشانیِ موهایش را!
ایمان دارم
تو باشی
پیامبرِ عشق خواهم شد!
برچسبها: ایمان, پیامبر, عشق, یاس, mohammad sadegh zamani
تا تو نگاه می کنی، قلبِ من آب می شود
حالِ خدایِ جانِ من، مست و خراب می شود
تا تو نگاه می کنی، جنسِ ترانه و غزل
سر به بهشت می زند، محشر و ناب می شود
تا که تو ناز می کنی، چشمِ زمین و آسمان
مستِ شرابِ نازِ تو، خمارِ خواب می شود
تا که تو قهر می کنی، تار به تارِ مویِ تو
در اتحاد علیه من، حُکمِ طناب می شود
تا تو سکوت می کنی، به حُرمتِ سکوت تو
رازِ تمامِ کائنات، نقشِ برآب می شود
قصه عشق من به تو، بس که پُر از نجابت است
سطر به سطر و مو به مو، نقش کتاب می شود
برچسبها: عشق, شعر, ادبیات, شراب, خمار
این وبلاگ از آذر 87 تا شهریورماه 1391، کلبه ای بود برای دور هم جمع شدن های واژه ای ما. از همه عزیزانی که همواره در این مدت همراه واژه های من بودند یک دنیا سپاسگزارم. اگر حضور گرم تک تک شما مهربانان نازنین نبود این کلبه، صفایی نداشت. از دوست خوبم آقای شیرازی –مدیرعامل محترم بلاگفا- هم قدردانم که این امکان را برای وبلاگنویسان ایرانی فراهم کرده اند تا در فضای مجازی نفس بکشند.
از این پس، حضور گرم شما را در سایت روح آبی میزبان هستم. سربلند و باطراوت باشید از همین الان تا همیشه.

سامانه ۱۲۴ شماره تلفن دريافت شكايات مردمي از تخلفاتي همچون گرانفروشي، كم فروشي، تقلب، احتكار، عرضه خارج از شبكه، عرضه و فروش كالاهاي قاچاق، فروش اجباري، درج نكردن قيمت روي جنس، صادرنكردن صورتحساب براي مشتري، رعايت نكردن مقررات بهداشتي، حراج و فروش فوقالعاده غيرقانوني، فروش كالا از طريق قرعهكشي، مجهز نبودن واحدهاي صنفي به دستگاه توزين ديجيتالي و تداخل صنفي است.
بر اساس اعلام رسمي دولت، مردم ميتوانند با مشاهده يكي از اين تخلفات، گزارش بدهند و از فرد متخلف شكايت كنند و دولت هم موظف است بيدرنگ به شكايتها رسيدگي و خطاكاران را مجازات يا به دستگاه قضايي معرفي كند.
اما در كمال تعجب و تأسف، شهروندان می گویند كه در بسياري از موارد، تماسها با ۱۲۴ به هيچ جا نميرسد! در حقیقت، سامانه موظف با کم فروشی خودش از کارش کم میگذارد و کم می فروشد! شايد خود شما هم برايتان پيش آمده باشد كه پس از اعتراض به يك فرد گرانفروش اعلام كردهايد كه با ۱۲۴ تماس ميگيريد و از او شكايت ميكنيد اما با پوزخند و تمسخر فروشنده خطاكار روبهرو شدهايد! آنچه از اين برخورد به ذهن متبادر ميشود اين است كه فروشندگان ترسي از ناظران ندارند و به قول يكي از شهروندان معترض به ضعف عملكرد اين سامانه، فروشندگان براي ۱۲۴، تره هم خرد نميكنند!
با وجود آنكه بر اساس قانون «هر فرد صنفي در مقابل دريافت بها، اجرت يا دستمزد، بايد صورتحسابي شامل نام و نشاني واحد صنفي، تاريخ، مبلغ دريافتي و نوع و مشخصات كالاهاي فروخته شده يا خدمات انجام شده را به مشتري بدهد» اما بسياري از فروشندگان، از چنين كاري خودداري ميكنند.
اجباري شدن پرداخت صورتحساب ميتواند يكي از ابزارهاي كنترل كم فروشي، گرانفروشي و تقلب باشد چراكه صورتحساب، سندي گويا در دست خريدار است كه در مواقع لزوم ميتواند محكمه پسند باشد. صورتحساب، راه را بر كتمان و انكار فروشنده و خريدار يا هرگونه مبالغه و مغالطهاي ميبندد.
افزون بر اين، بسياري از فروشندگان قيمتهاي درج شده روي اجناس را نديده ميگيرند و كالا را به نرخي كه خودشان صلاح ميدانند دست مردم ميدهند!( صلاح مملكت خويش، خسروان دانند!)
در كنار اين مورد، بايد به تخلف ديگري هم اشاره كرد و آن، درج نكردن قيمت روي اجناس در بسياري از مغازههاست. فروشندگان در حقيقت، با درج نكردن قيمت روي اجناس به دنبال وادار كردن مشتري براي قدمگذاشتن در مغازه و پرسيدن قيمت از فروشنده هستند تا ضمن گفتن قيمت به صورت شفاهي، شيوهها و ترفندهاي خود را براي قانع كردن مشتري به خريد به كار بگيرند!
هرچند قيمت بيشتر اجناس در پايگاه اينترنتي وزارت بازرگاني درج شده اما قيمت برخي كالاها نيز آورده نشده است و پس از ورود به آن بخش با پيام « با شرايط درخواستي موردي يافت نشد » روبهرو ميشويم. اما در حاشيه اعتراض شهروندان به ناكارآمد بودن ۱۲۴، بايد از مسئولان پرسيد كه چرا بخش «آمار شكايت» مردم به سامانه ۱۲۴ كه ذيل معرفي سابا قرار گرفته، غيرفعال است؟! آيا نبايد اين آمار در اختيار بازديدكنندگان از سايت قرار بگيرد؟ البته اگر آماري وجود داشته باشد!
برچسبها: 124, mohammad sadegh zamani, گرانی, تورم, اقتصاد

حكايت آن دائمالخمر را شايد شنيده باشيد كه وقتي اعتراضها به او بالا گرفت، قول داد كه ديگر مي ننوشد. چند بار تكرار كرد: «عهد كردم كه دگر مي نخورم»؛ بعد از چند بار تكرار اين قول، گفتهاش را اينگونه تكميل كرد: «عهد كردم كه دگر مي نخورم؛ به جز امشب شب و فرداشب و شبهاي دگر!»
حالا حكايت قولهاي مقامات ليبي براي آزادكردن هفت امدادگر ايراني ربوده شده در ليبي هم شبيه اين ماجراست؛ يك ماه است قول ميدهند امدادگران ايراني را آزاد كنند اما قولهايشان به امشب شب و فرداشب و شبهاي دگر كشيده ميشود!
ديوانه كننده است! حتي تصورش هم تمام وجود آدم را بيحس ميكند. تصور اينكه شغلت هزاران فرسنگ با سياست و سياسيون يك كشور فاصله داشته باشد و براي انجام يك كار انساندوستانه به آن كشور سفر كني، بعد عدهاي اراذل سياسي تو را گروگان بگيرند و هيچكس از تو خبر نداشته باشد! حتي صدايت را هم نگذارند كسي بشنود! از همه آزاردهندهتر اين است كه گناهت «بيگناهي» باشد و بيهيچ دليل و منطقي تو را ربوده باشند.
حرصآورتر هم اينكه اعلام كنند اگر عراق، گروگانهاي ليبيايي را آزاد كند ما هم گروگانهاي ايراني را آزاد ميكنيم! مسخرهتر از اين ميشود؟! مثل اين ميماند كه ما در ايران، چند شهروند ليبيايي يا چند امدادگر اين كشور را گروگان بگيريم، بعد هم اعلام كنيم اگر اسكانديناوي، گروگانهاي ما را آزاد كند ما هم گروگانهاي ليبيايي را آزاد ميكنيم! اين هم حكايت سؤال فيلسوفانه(!) غضنفر است كه پرسيد: «من ماندهام كه خود پيتزا دايرهاي است پس چرا جعبهاش مربع است و مهمتر از همه، چرا تكههايش مثلثي شكل ميشود؟!»
بيترديد، اجلاس سران كشورهاي عدمتعهد كه در تهران در حال برگزارياست، فرصتي مغتنم است تا مقامات ارشد كشورمان، سرنوشت هفت امدادگر هلال احمر ايراني را كه يك ماه پيش در ليبي ربوده شدند و هيچ خبري از آنان در دست نيست، با جديت پيگيري كنند و به سرانجام برسانند؛ اين انتظار يك ملت از رئيسجمهور و تيم ديپلماتيك جمهوري اسلامي است كه تكليف اين هفت شهروند ايراني را روشن كنند زيرا اگر برخورد با چنين رخدادهايي قاطعانه نباشد، جسارت اراذل سياسي وابسته به كاخهاي سفيد و سياه براي دست درازي عليه مردم كشورمان بيشتر خواهد شد.
برچسبها: mohammad sadegh zamani, هلال احمر, ربوده شدگان, امدادگران ربوده شده ایرانی
تعطيلات و سفر يكي از نيازهاي حياتي در زندگي انسانهاست، به ويژه اگر ساكن كلانشهرها و به طور ويژه اگر ساكن تهران آلوده، پرترافيك و ملالآور باشند.اين روزها شهروندان تهراني، تعطيلات چند روزه پايتخت را به مناسبت برگزاري اجلاس سران كشورهاي عدمتعهد تجربه ميكنند.
بيشتر شهروندان تهراني، رهسپار جادهها شدهاند و تن به سفر دادهاند. آنچه باعث نوشتن اين يادداشت شد، اتفاقي است كه در جريان تعطيلات و مسافرتها در برخي شهرهاي كشور رخ ميدهد و آن افزايش بيرويه و غيرمنصفانه قيمتها در بخش اجاره خانه، ويلا، غذا و حتي در اقلامي است كه نرخ مصوب دولتي روي آنها درج شده است!
شمال كشور از نقاطي است كه در تعطيلات، ميزبان خيل عظيمي از مسافران است. با اين حال، در ايام تعطيلات نرخها در اين نقطه از كشور به شدت افزايش داده ميشود! براي نمونه، نرخ اجاره يك سوئيت ۵۰متري در چالوس در تعطيلات معمولي پايان هفته ها، هر شب از ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان است، اما طي روزهاي اخير، همين سوئيت ۵۰ متري را هر شب ۲۰۰ هزار تومان اجاره ميدهند!
نرخ مواد غذايي و اقلام خوراكي در شهرهاي شمالي كشور در ايام اينچنيني، به طرز غيرمنصفانهاي افزايش داده ميشود و اين در حالي است كه نظارتي از سوي نهادهاي ناظر بر اين موضوع صورت نميگيرد.
مشهد هم از ديگر نقاطي است كه پذيراي هموطنان مسافر در ايام تعطيلات است. نرخ اجاره خانه و اقلام خوراكي در اين شهر هم هرچند به اندازه شمال نه- افزايش محسوس پيدا ميكند. اجاره منازل شخصي در شهرهاي شمالي، مشهد و شيراز در حالي باب شده است كه صاحبان اين خانهها در ازاي اجاره دادن منازل خود- كه از نظر قانوني هم دچار شبهه است- هيچگونه مالياتي به دولت پرداخت نميكنند؛ چراكه اجاره دادن مسكن شرايطي دارد كه ثبت و مكتوب كردن اين اجاره، جزو شروط ضروري است. به هر حال، حرف ما هم اين نيست كه اهالي شمال يا شهرهاي ديگر كه خانههاي خود را براي چند شب محدود اجاره ميدهند، ماليات بدهند.
حرف اصلي ما اين است كه انصاف و عدالت رعايت شود و در اصطلاح «گوش بُري» نشود! البته دولت هم بايد در نقاط شمالي كشور و شهرهايي همچون مشهد، شيراز و اصفهان اماكن گوناگوني را براي اسكان مسافران – يا به صورت رايگان يا با مبالغ قابل تحمل- احداث كند تا علاوه بر ترويج سفرهاي داخلي و پيشگيري از خروج ارز به خاطر مسافرتهاي خارجي، فشار مالي به هموطنان وارد نشود. اما راهكار مهم و بنيادي براي كاهش اين گوشبُريها و سر گردنهگيريها، خود ما مردم هستيم كه بايد هواي همديگر را داشته باشيم و جواهر گرانبهاي انصاف را به چندهزار تومان پول ناقابل نفروشيم!
برچسبها: mohammad sadegh zamani, تعطیلات, تهران, سفر, تورم, عدالت, انصاف, شمال, ویلا
یک نمونه بارز ماهی گرفتن از آب گل آلود
عده ای افراد سودجو، چادرهای امدادی را با قیمت 100 هزار تومان به زلزله زدگان می فروشند!
معمولا در حاشیه و حتی متن حوادث، حضور بعضی آدم های فرصت طلب و خودخواه پررنگ تر می شود؛ ربطی هم به شرق و غرب یا کشور ما و کشورهای دیگر ندارد. در همه جا این اصل حاکم است.
حوادث به ویژه از نوع غیرمترقبه آن، محفلی برای تردد برخی آدم های فرصت طلب است که هرچند انگشت شمارند اما نباید به آن ها میدان برای عرض اندام داد.
مناطق زلزله زده شمالغرب کشور هم که مدتی است با حادثه غیرمترقبه زلزله دست و پنجه نرم می کنند شاهد برخی فرصت طلبی ها هستند که مقابله با این موارد از سوی مسئولین قطعا ضروریست.
هرچند نهادهای خدمات رسان به زلزله زده ها، اقلام مورد نیاز را در حد توان میان زلزله زدگان توزیع کرده اند اما ظاهرا توزیع برخی از این اقلام به صورت منظم انجام نشده و برخی از زلزله زدگان بی نصیب مانده اند.
برای نمونه در برخی نقاط و به بعضی از زلزله زدگان، چادر امدادی نرسیده است. طبق مشاهدات، در این میان، عده ای سودجو با سوء استفاده از این مسئله، بساط فروش چادر را در این نقاط پهن کرده اند.
این افراد، چادرهای امدادی را با نام «چادر ترک» و با قیمت 100 هزار تومان به زلزله زدگان می فروشند! آنها مدعی هستند که این چادرها را از ترکیه وارد کرده اند و جنس آن ها مرغوب است! چنین رفتار سودجویانه ای در حالی از سوی این ذافراد صورت می گیرد که زلزله زدگان در شرایط نامناسبی از نظر اقتصادی قرار دارند و در حال حاضر نیازمند کمک و مساعدت هستند.
بی تردید، میدان دادن به چنین افرادی در مناطق حادثه دیده می تواند زمینه ساز برخی رفتارهای سودجویانه دیگر شود. از این رو، مسئولین هرچه سریعتر باید نسبت به برخورد با این افراد فرصت طلب اقدام کنند.
برچسبها: زلزله, آذربایجان, mohammad sadegh zamani

